تنهایی
-
تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 16:58
نباید حرف بزنمدرباره هیچ چیز با هیشکیهیشکی گناهی در زندگی من ندارهمن یه ادمدمعمولیم با زندگی معمولی و درد های معمولیمن درد گرسنگی تشنگی عشق خیانت دلتنگی دلشکستگی مبهمی و چشیدمولی هیشکدوم عین تنهایی سخت نیستتنها که باشی خودت مجبور میکنی به سکوتبه حرف زدن با خودتبه درست کردن یه جایی مثل جزیرهتنهایی یه...
دونه برنجی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
با خودم فکر میکنم چرا خدا مار افریدو بیشتر به این نتیجه میرسم حوصلش سر رفته بوده +حالا خوب یا بدش من کاری ندارم ولی کمکمون کن حداقل هممون به یه اندازه خوشی داشته باشیم + |پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ | 18:44 | |
برو ای دوست
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
بعضی وقتا میشینم با خودم فکر میکنم مبگم کاش همون ادمی که کل روز منتظرم مونده بود زیر افتاب تا چند لحظه منو ببینی میموندییا اونی که لب ساحل بزرگ با صدف اسمم نوشته بودی و چند روز صدف جمع میکردی یا اونی که یهویی کتاب میفرستادی و میگفتی بخون یا اونی که با اخم نگاه کردی و گفتی قران که رو زمین نمیزارن یا ...
دیگه گذشت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
وقتی ضدحال میخورم تو ضدحال نخوردی تو خودت میدونستی درست عمل نکردی درست نخوندی تو زیر قولت زدی همه حرفات با خودت نادیده گرفتی پس نتیجه ایی جز این انتظار نبود 768 باید از این عدد بگذرم؟ باید رهاش کنم؟ نمیدونم ولی من ناامید نیستم من قدرتمو حس میکنم +چقدر چشم زدیم من دانشگاه اونجا قبول شم و نشد چقدر باه...
من متاسفم که او دیگر روی زمین شاد نخواهد بود او یک شبح است نه یک زن
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
سکوت ارامش نسیم من تنها تنها و تنها +جزیره
تورو ارزو نکردم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
میگن امشب شهاب بارونه و تو نظرم میگم حتمن ارزو براوره میشه ایا؟
اروم باش ای حال نا معلوم اروم باش اروم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
پشت دیوار وایسادم و نگات کردمبزرگ شده بودی مرد شده بودی عین اون روزا پر شور و هیجان نبودی اروم و سر سنگین وایساده بودی ولی چشمات همون شور داشت همون برق دلممیخواست بیام جلو نزدیک ترت باشم ولی ترسیدم من نشناسی ترسیدم بی تفاوت باشی دوست دارم لعنتی یه دختر بچه تو قلبم هنو عاشق اون پسر بچه بیست سالس +تقص...
نظرات
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
بعضی از نظراتتون خیلی جالبه...
تنها دوست من مردیست در ماه شاید سایه ام باشد
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:40
رفتم براش کامنت گذاشتم میشه ادرس این وبلاگ بدین به من؟میدونم خودشه میخواد من نفهمم اونه وبش حذف کرد میدونستم عاشق ادرس وبلاگشه اول خودم برداشتم بعد حذفش کردمبعد پشیمون شدم رفتم سراغش دیدم خودش گرفته ولی من وبلاگ میخوام چیکار؟ اگه یه دلداه عین من باشین میفهمین الان موضوع اصن وبلاگ نیست موضوع اینه توی...
تولد
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 23:19
الان دلشتم وب گردی میکردم که اسم یه وبلاگ برام جالب بودعشق از،بین نمیره یا میمونه یا میشه تنفر با خودم فکر کردم واقعن همینطوره؟ ولی عین نظریه لامارک من قسمت اولش قبول و دوم و شک دارم +انقدر از دیدنش توی مهمونی شکه زده شده بودم که فقط زدم بیرون بارون میومد ومن بازم میرفتم پیاده مهم نبود کجا میرم ب
کمک
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 23:19
انقدر این روزا استرس و دلهره دارم که دلم میخواد همه چیز ول کنم و فرار کنمدیگه طاقت نتیجه بد ندارم از روی خودم خجالت میکشم اگه بازم نتونم +برام دعا کنید... + |سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ | 20:29 | |
خدای عزیزم لطفن
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
تفصیر من نیست که هر کار میکنم اشتباهه تقصیر من نیست نه میتونم درس بخونم نه کار بلدم نه هنر دارم تقصیر من نیست اضافیم کاش میدونستن اگه میتونستم خودکشی میکردم که دیگه با دیدن من اعصابشون خورد نشه ولی من حتی جرعت این کارم ندارم من فقط بلدم بیام تو جزیره خیالی و ارزوذکنم هبچوقت برنگردم به دنیای واقعی +م
بسه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
حالم ازش بهم میخوره حالم از همه چی بهم میخوره دلم میخواد بالا بیارم همه چیو گمشین ولم کنید از جلو چشام گمشین لعنتیا .... +بسه بسه بسه نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 17:26 توسط | |
پیرزن و گربه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
شاید از همون اول بی مصرف بودم ولی درک نمیکنم چرا باید به این زندگی میومدم این جا جای بی مصرف ها نیست من تنها شدم از همون بچگی حسش کردم یه دختر بچه شش ساله بودم غمعجیبی همه وجودمو و گرفته بود به اسمون نگاه کردم و کردم توی دلم گفتم چندساله دیگه هم بازم به اسمون نگاه میکنم و همینطور غمگینم شاید اون
لطفن ببرم
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
من میخوام تحمل کنم میخوام همه اینا نادیده بگیرم میخوام قوی باشم نبازم ولی من ضعیفم تحملم کمه اینا برام زیاده خسته شدم +لطفن نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:37 توسط | |
خوشحالم که نیستی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
به احتمال زیاد تو امروز یادت نیست چهارمین سالگرد و در حالت عادی نباید یاد منم باشه ولی میبینی که هست غلطه که هست من دوست ندارم فقط میخوام از فکرم بری بیرون خواهش میکنم برو من میخوام زندگی جدید شروع کنم هیچی به اسم عشق دیگه برام معنی نداره تو معنی نداری هیچی معنی نداره من فقط میخوام یه زندگی دور از ب
تحول
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
من گیج شدم +کمی تحول لطفن
جزیره ما
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
جزیره ای به نام .... ما جزیره ما دلم تو این لحظه فقط جزیره میخواد که تا ابد بمونم +ارزوم اینه نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:3 توسط | |
مهربانی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
جزیره ای به نام .... ما به نظرم زندگی میتونست یکم مهربون تر باشه با هممون +زندگی عزیز یکم مهربون تر باش نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:2 توسط | |
غمگین بودی
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:17
ناراحت بودی نمیدونم چرا میدونم خیلی مسخرس ولی دلم گرفت برات +خیلی اونموقع خورد تو ذوقمااا ولی خب دیگه چیکار کنم نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:28 توسط | |